سراج24: حسن بن مسعود احتمال دارد: «حسن بن سعید» صحیح باشد] گوید: خدمت امام هادى علیه السّلام شرفیاب شدم، در حالى که انگشتم خراش برداشته بود و سوارى در اثر برخوردى که به من کرده بود شانه ام آسیب دیده بود و در ازدحامى گرفتار شدم که در اثر آن پاره اى از لباسهایم پاره شد، ناگهان بر زبان آوردم که: وه چه روز شومى! خدا شرّت را از من بگرداند.
امام هادى علیه السّلام فرمود: اى حسن! تو هم که با ما رفت و آمد دارى گناه خود را بر گردن بى گناه مى اندازى؟! حسن گفت: به سر عقل آمدم و فهمیدم که دستخوش اشتباه شده ام، گفتم مولاى من، از خداوند طلب آمرزش دارم.
امام علیه السّلام فرمود: اى حسن! روزها چه گناهى دارند که چون شما به سزاى اعمالتان مى رسید آنها را شوم مى پندارید. حسن گفت: یا ابن رسول اللَّه، من همواره استغفر اللَّه گفتن را ورد زبانم سازم و این توبه من باشد؟
امام علیه السّلام فرمود،: به خدا سوگند! این ثمر بخش نباشد و لیکن خداوند به خاطر نکوهشى که بر بى گناهى انجام گرفته شما را مجازات نماید. اى حسن! مگر نمى دانى که پاداش دهنده و مجازات کننده و جزا دهنده به اعمال در این دنیا و در آن دنیا، فقط خداست؟ گفتم: آرى چنین است اى مولاى من.
آنگاه امام هادى علیه السّلام فرمود: پس خلاف مرو، و براى روزگار اثرى در حکم خداوند قائل مشو. عرض کردم: چشم! مولاى من.
پی نوشت:تحف العقول / ترجمه حسن زاده، ص۸۸۰.
منبع:افکار



